<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"><channel><title>وبلاگ شخصی امیرحسین خوش لفظ</title><link>http://amir.noteahang.com/</link><description>نوشته های شخصی امیرحسین خوش لفظ در مورد موسیقی</description><language>fa</language><copyright>(c) 2010, http://Amir.noteahang.com</copyright><managingEditor>amir@noteahang.com (Amir)</managingEditor><webMaster>amir@noteahang.com (Amir)</webMaster><lastBuildDate>7/29/2010 3:30:56 PM</lastBuildDate><generator>BehooRssGenerator</generator><item><title>شروع من ( قسمت سوم )</title><link>http://amir.noteahang.com/Post-4.aspx</link><description>با سلام&lt;br&gt;در قسمت قبلی به آنجا رسیدیم که انجمن های نت آهنگ با پنج بخش در مورد سازها که شامل ویولن ,پیانو , گیتار , تارو سه تار و سنتور می شدند و 5 بخش آموزشی به همین اسامی راه اندازی شد .&lt;br&gt;&lt;br&gt;انجمنی قهوه ای رنگ با استایلی بسیار ساده , غیر حرفه ای و ابتدایی , در عین حال نمونه ای جدید از نوع فعالیت در زمینه موسیقی در اینترنت . طبق شواهد موجود هنگامی که انجمن های نت آهنگ راه اندازی شد انجمن دیگری در اینترنت به زبان فارسی وجود نداشت که فقط به موسیقی بپردازد و اکثرا عمومی بودند . آن موقع انجمن های پی سی ورلد و پرشین تولز با یکی دو هزار کاربر جزو برترین ها بودند ولی در کل کسی زیاد با انجمن آشنا نبود در ایران .&lt;br&gt;&lt;br&gt;نت آهنگ کوچولوی ما اینک محلی شده بود که بازدیدکنندگان می توانستند در آن مطالب را به راحتی قرار دهند و با یکدیگر بحث و تبادل نظر کنند . روال عضو گیری و فعالیت در انجمن های نت آهنگ بسیار بسیار لاک پشتی بود و یعضی مواقع به ندرت آمار کاربران انلاین به 2 عدد می رسید و معمولا هر چند روز یک بار یکی دو تا ثبت نام داشتیم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;سال اول بخش های این انجمن دستخوش تغییرات بسیاری شد و همچنین من به علت مشغله فراوان زندگی نت آهنگ را تقریبا فراموش کرده بودم تا اینکه ....&lt;br&gt;&lt;br&gt;لینک ادامه مطلب در خدمت شماست&lt;br&gt;&lt;br&gt;</description><author>amirhkh@gmail.com (Amir)</author><guid isPermaLink="False">c1a6e72a-f112-4cfa-8637-115a64386bf5</guid><pubDate>7/29/2010 12:30:56 PM</pubDate></item><item><title>تبادل انرژی میان من و شما</title><link>http://amir.noteahang.com/Post-3.aspx</link><description>سلام عزیزان&lt;br&gt;&lt;br&gt;ساعت 12 گذشته بود می خواستم واسه اولین بار بعد از چند وقت و اندی زود برم بخوابم تا فردا کله سحر زود بتونم برم شرکت برای یه لقمه نون لواش بسته ای .&lt;br&gt;&lt;br&gt;رفتم بخوابم دیدم هر کاری می کنم خوابم نمی بره , پاشدم اومدم پای رایانه ( زبان فارسی را پاس بداریم ) گفتم بذار وبلاگ کوچولومو باز کنم یه چند خطی بنویسم تا هم دوستان فکر نکنند یادش رفته وبلاگی و خاطراتی هم بود و هم اینکه یه تخلیه روحی هم بشم و یه مقدار انرژی مثبت بگیرم&lt;br&gt;&lt;br&gt;جونم براتون بگه این چند وقته سر مسائل مختلف نت آهنگ که حالا بسیار عظیم و سنگین شده خیلی سرم شلوغ بود و فرصت نکردم ادامه &lt;b&gt;شروع من&lt;/b&gt; رو بنویسم . اول از همه ازتون پوزش می خواهم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;به یاری خدا بالاخره توسعه ی قالب وبلاگ تموم شده و از این به بعد فقط قالب ها اضافه می شن و تغییری تو ساختارشون به وجود نمیاد .&lt;br&gt;&lt;br&gt;خیلی دوست دارم روزی رو ببینم که هر موزیسین وبلاگ نویس تو ایران عزیز یه وبلاگ تو سایت کاملا هنری نت آهنگ داره . خوشحالم که امکاناتمون هرروز شیرین تر و کامل تر میشه . از 1000 تا ایمیل فقط یکی دو تاشون به من بیچاره فحش و بد و بیراه می گن اونم به خاطر اینکه مثلا 10 بار سعی کردن ثبت نام کنند ولی نشده . البته &lt;br&gt;آخه من بیچاره چه کنم که سیستمشون مشکل داره . ولی اشکال نداره جوونن دیگه . بگذریم ...&lt;br&gt;&lt;br&gt;حضور شما توی سایت خیلی به من و بچه های فنی سایت انرژی می ده . نمی دونم چرا ولی هر وقت یه کاربر تازه وارد پستی می زنه یا چیزی درخواست می کنه به وجد میام . انگار دوباره متولد شدم . آن چنان شوقی بهم دست می ده که می خوام بپرم هوا . چشمتون روز بد نبینه یه بار پریدم صندلیم برگشت خوذدم زمین . درس عبرت شد که دیگه نپرم و به جاش به درخواست طرف حالا یا خودم یا از طریق یکی از مسئولین رسیدگی کنم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;اوه اوه چه قدر حرف زدم&lt;br&gt;دوستان ببخشید زیاد شد . منتظر قسمت سوم سرگذشت من باشید . قسمت سوم از داستان های ژول ورن هم هیجان انگیز تره . یه کارگردان هالیوودی هم ازم خواسته داستانمو فیلمنامه کنم بدم بهشون ( این تیکه بود جدی نگیرید ) .&lt;br&gt;&lt;br&gt;با حضورتون به من و سربازان موسیقی در ایران انرژی دهید&lt;br&gt;دوستون دارم .شب همگی خوش . خوب بخوابید . ایشالا خواب نت آهنگ رو ببینید .&lt;br&gt;</description><author>amirhkh@gmail.com (Amir)</author><guid isPermaLink="False">5288950f-38ac-4d73-8f87-0ee2cc204663</guid><pubDate>7/29/2010 12:30:56 PM</pubDate></item><item><title>شروع من ( قسمت دوم )</title><link>http://amir.noteahang.com/Post-2.aspx</link><description>سلام دوباره&lt;br&gt;&lt;br&gt;دوباره اومدم خوبید ؟&lt;br&gt;&lt;br&gt;خب ادامه می دیم با داستان های افسانه ای امیر و نت آهنگ&lt;br&gt;&lt;br&gt;سایت راه افتاده بود . جنگی 5&amp;nbsp; - 6 تا نت تاپیک کردم و بردم تو فتوشاپ ردیفشون کردم تا سایت رو افتتاح کنم ( یه هفته طول کشید ) . اون موقع بلد نبودم با برنامه های خفنی مثل فینال کار کنم و یه برنامه گرفته بودم 4 مگ بود تایپ می کردم و پیرینت اسکیرین می گرفتم و می بردم تو فتوشاپ .&lt;br&gt;&lt;br&gt;خلاصه سایت راه افتاد و ما هم کلی غرور و سرمستی داشتیم که دیگه تمومه&lt;br&gt;&lt;br&gt;یه سایت زدیم هلو ( چه غلطا ) . اول نمی دونستم چه قدر بازدید دارم . بابام تو فنی حرفه ای هست اونجا اینترنت داشتند خفن . ما هم که بیکار بودیم می رفتیم اونجا . روزی 6 - 7 ساعت پای نت بودم یواش یواش قهمیدم میشه واسه سایت کانتر گذاشت ( آمار بازدید ) . یه آماربازدید از این سایت های خارجی پیدا کردم گذاشتم . اون پایین تعداد بازدیدا رو می نوشت .&lt;br&gt;&lt;br&gt;&amp;nbsp;نا خودآگاه یه رفرش کردم ییهو دیدم آمار شده 3 گفتم ایول چه باهال بابا سایت من بازدید کننده هم داره . بعد از مدتی فهمیدم با هررفرش یک تا سه تا اضافه میشه . ولی خداییش بلا نسبت شما خیلی خنگ بودم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;خلاصه ما شروع کردیم نت تایپ کردن و سرگذشت از سایت های دیگه کپی کردن و گذاشتن . &lt;br&gt;&lt;br&gt;یکی از سرگرمی هام هم این بود که هی رفرش کنم آمار بازدید رو به رخ بقیه بکشم . بچه بودیم دیگه خام و ....&lt;br&gt;مدتی به همین منوال گذشت . نت آهنگ طی یک روال ثابت و استاتیک و بدون ارائه چیز جدید پیش می رفت . تو اون مدت ها فهمیدم که ایجاد تحولی در اینترنت به شدت احساس میشه . ولی نمی دونستم باید چه بکنم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;دوست داشتم کاری متفاوت انجام دهم و ارتباطاتم رو بیشتر کنم . یواش یواش تمام رفقای به ظاهر رفیق دنیای واقعی را کنار گذاشتم . یکروز دور و برم را نگاه کردم دیدم فقط یک رفیق انسان دارم که اونم بهنام معاون فعلی سایت هست . غیر از بهنام یه ویولن داشتم . یه کامپیوتر ذغالی و یک سایت کوچک .&lt;br&gt;&lt;br&gt;خیلی دوست داشتم برنامه نویس بشوم ولی هرکاری می کردم نمی شد . همین بهنام یکی از افرادی بود که می گفت امیر جون مادرت بی خیال کد نویسی بشو . منم می دونستم استعدادشو ندارم ولی نمی خواستم قبول کنم . تازه در یک شرکت مشغول شده بودم و چون همه اطرافیانم برنامه نویس بودند منم جو گیر شده بودم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;همه مسخره ام می کردند تا اینکه یک روز در حضور جمع یکی از دوستان فعلی بسیار خوبم سیروس مددی سر موضوع جالبی مرا مسخره کرد جلوی عام و خاص و منم اون موقع بود که گفتم یا برنامه نویس می شوم یا میمیرم&amp;nbsp; .&lt;br&gt;&lt;br&gt;موضوع از این قرار بود که یکی از دوستان مقاله ای در مورد هک یک بانک دولتی آورده بود همه با شوق و ذوق جمع شدیم که بخوانیم بالای تیتر مقاله نوشته شده بود اگر برنامه نویس نیستید نخوانید . سیروس هم خنده کنان گفت امیر تو نمی خواد واستی بخونی برو خونتون .&lt;br&gt;&lt;br&gt;لج بازی های من در فامیل معروف است . تاریخ به یاد نداره من سر رسیدن به موضوعی لج نکنم و به آن نرسم . آن روز با خودم عهد کردم که یک سال بعد در شرکتی با سمت برنامه نویس مشغول به کار شوم که همان هم شد و من بدون حتی یک دقیقه کلاس رفتن و یا یک خط کتاب خوندن فقط با استفاده از آزمون و خطا و گوگل عزیزم شروع کردم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;از بحث اصلی دور نشویم . بعد از اینکه کمی چشم و گوشم در دنیای کدنویسی تحت وب و ویندوز باز شد و فرق کلاینت و سرور رو فهمیدم با خود گفتم وقت امتحان کردن خودم هست بهترین پروژه هم نت آهنگ بود .&lt;br&gt;&lt;br&gt;به فکرم افتاد فرمی درست کنم که کاربران سایت بتوانند توسط آن نت مورد نظر خود را درخواست کنند . بلافاصله به بهنام که تجربش از من بیشتر بود تماس گرفتم و یک جلسه مهم و حساس با او گذاشتم و به کمک او (90% کار رو اون انجام داد D:) توانستم فرم را آماده کنم و در سایت آپلود کنم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;دو هفته ای گذشت و خبری از درخواست نشد . که ییهو دیدم یه ایمیل جدید و نا آشنا اومده .بله یک نفر نت درخواست داده بود . باورتان نمی شود خدا را بنده نبودم . در پوست خود نمی گنجیدم . انگار دنیا را به من داده بودند . آن قدر خوشحال شدم که با جعبه شیرینی خونه رفتم . بابام فکر کرد تو مایکروسافت استخدام شدم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;دو هفته ای دنبال تهیه اون نت بودم ولی پیداش نکردم و خیلی ناراحت شدم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;با اولین درخواست انرژی زیادی گرفتم . از بچگی از مفید بودن خوشم میومد . به مرور زمان درخواست ها بیشتر شد و منم اکثرشون رو قرار می دادم . از طرفی هم با چند سایت دیگر آشنا شده بودم و دوستان زیادی در دنیای مجازی مرتبط با موسیقی پیدا کرده بودم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;حداقل ماهی 30 درخواست میومد که به اکثرش پاسخ می دادم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;یه روز فکر گسترده تر کردن ارتباطات به ذهنم رسید .گفتم بهتره که جامعه کوچکی برای موسیقی داشته باشیم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;اون موقع به همت مجید علوی زاده مدیر مجید آنلاین بحث فاروم داغ بود گقتم یه فاروم راه بندازم . باز با بهنام تماس گرفتم و او هم کمک کرد .&lt;br&gt;&lt;br&gt;توجه کنید هنوز در برنامه نویسی هیچی نبودم و ترس از شکست باعث شده بود کار خاصی نکنم به زمان استخدامم تو اون شرکت به عنوان برنامه نویس هنوز نرسیدیم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;انجمن های نت آهنگ با 5 بخش در مورد سازها و 5 بخش آموزشی راه اندازی شد ...&lt;br&gt;&lt;br&gt;پایان قسمت دوم&lt;br&gt;دوستان منتظر قسمت سوم و داغ سرگذشت مجازی من باشید&lt;br&gt;از نظرات خوبتون ما رو بی نصیب نذارید&lt;br&gt;با تشکر&lt;br&gt;</description><author>amirhkh@gmail.com (Amir)</author><guid isPermaLink="False">effad0db-fda2-4e56-b597-e93312d89868</guid><pubDate>7/29/2010 12:30:56 PM</pubDate></item><item><title>شروع من ( قسمت اول )</title><link>http://amir.noteahang.com/Post-1.aspx</link><description>یادش بخیر&lt;br&gt;&lt;br&gt;هر وقت به استادم می گفتم یه نتی چیزی واسه ویولن بده بزنیم . می گفت امیر باز گیر دادی . آخه نت از کجا بیارم بهت بدم . خیلی ناراحت بودم . دوست داشتم آهنگ های قشنگی که گوش می کنم رو راحت بزنم ولی خب چون تازه کار بودم نمی تونستم گوشی در بیارم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;از اونجایی که با اینترنت آشنا شده بودم و فرق یاهو و گوگل رو تازه متوجه شده بودم .بی کار بودم گفتم بذار شروع کنم خودم طراحی وب یاد بگیرم . شاید یه روزی به دردم بخوره .&lt;br&gt;&lt;br&gt;ما استارت رو زدیم و یه مدتی گذشت که خانواده بهمون امیدوار شدند . بی کار بودم واسه خودم تم می زدم . ولی خودمونیم آخر غیر استاندارد و غیر اصولی بودن .&lt;br&gt;&lt;br&gt;یه روز که داشتم پای کامپیوتر با ویندوز ور می رفتم ییهو یه فکری به ذهنم زد . گفتم من که بعد این همه مدت یه آرشیو خوبی نت جمع کردم چرا به بقیه علاقه منداش نرسونم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;این بود که تصمیم گرفتم یه سایت بزنم .&lt;br&gt;&lt;br&gt;از همون بچگی حس ناسیونالیستی من باعث شده بود تو بعضی مسائل خیلی دیر پیشرفت کنم ولی خب نتیجش خوب می شد دیگه .&lt;br&gt;&lt;br&gt;بقیه در ادامه مطلب لطفا ....&lt;br&gt;</description><author>amirhkh@gmail.com (Amir)</author><guid isPermaLink="False">7ffb677b-1eeb-4103-aa68-bc3f474c8ddb</guid><pubDate>7/29/2010 12:30:56 PM</pubDate></item></channel></rss>