سلام عزیزان
ساعت 12 گذشته بود می خواستم واسه اولین بار بعد از چند وقت و اندی زود برم بخوابم تا فردا کله سحر زود بتونم برم شرکت برای یه لقمه نون لواش بسته ای .
رفتم بخوابم دیدم هر کاری می کنم خوابم نمی بره , پاشدم اومدم پای رایانه ( زبان فارسی را پاس بداریم ) گفتم بذار وبلاگ کوچولومو باز کنم یه چند خطی بنویسم تا هم دوستان فکر نکنند یادش رفته وبلاگی و خاطراتی هم بود و هم اینکه یه تخلیه روحی هم بشم و یه مقدار انرژی مثبت بگیرم
جونم براتون بگه این چند وقته سر مسائل مختلف نت آهنگ که حالا بسیار عظیم و سنگین شده خیلی سرم شلوغ بود و فرصت نکردم ادامه شروع من رو بنویسم . اول از همه ازتون پوزش می خواهم .
به یاری خدا بالاخره توسعه ی قالب وبلاگ تموم شده و از این به بعد فقط قالب ها اضافه می شن و تغییری تو ساختارشون به وجود نمیاد .
خیلی دوست دارم روزی رو ببینم که هر موزیسین وبلاگ نویس تو ایران عزیز یه وبلاگ تو سایت کاملا هنری نت آهنگ داره . خوشحالم که امکاناتمون هرروز شیرین تر و کامل تر میشه . از 1000 تا ایمیل فقط یکی دو تاشون به من بیچاره فحش و بد و بیراه می گن اونم به خاطر اینکه مثلا 10 بار سعی کردن ثبت نام کنند ولی نشده . البته
آخه من بیچاره چه کنم که سیستمشون مشکل داره . ولی اشکال نداره جوونن دیگه . بگذریم ...
حضور شما توی سایت خیلی به من و بچه های فنی سایت انرژی می ده . نمی دونم چرا ولی هر وقت یه کاربر تازه وارد پستی می زنه یا چیزی درخواست می کنه به وجد میام . انگار دوباره متولد شدم . آن چنان شوقی بهم دست می ده که می خوام بپرم هوا . چشمتون روز بد نبینه یه بار پریدم صندلیم برگشت خوذدم زمین . درس عبرت شد که دیگه نپرم و به جاش به درخواست طرف حالا یا خودم یا از طریق یکی از مسئولین رسیدگی کنم .
اوه اوه چه قدر حرف زدم
دوستان ببخشید زیاد شد . منتظر قسمت سوم سرگذشت من باشید . قسمت سوم از داستان های ژول ورن هم هیجان انگیز تره . یه کارگردان هالیوودی هم ازم خواسته داستانمو فیلمنامه کنم بدم بهشون ( این تیکه بود جدی نگیرید ) .
با حضورتون به من و سربازان موسیقی در ایران انرژی دهید
دوستون دارم .شب همگی خوش . خوب بخوابید . ایشالا خواب نت آهنگ رو ببینید .

